چرا آبشخور ايرانيان، بيگانگان هستند؟
(با رویکرد به ابزارهای ارتباطی در حوزه عمومی)
مقدمه
وقتي به اطراف نظر شود هرچه ديده شود كه قابليت كاربرد در پيشرفت و بهبود زندگي داشته باشد يا به كل وارداتي و يا منشا بيگانه دارد و هرچه بيشتر تلاش شود كه موضوعي كاربردي پيدا كرد كه منشا داخلي داشته باشد كمتر مي توان به نتيجه رسيد! علت چيست؟ آيا گفته نميشود كه ايرانيان از هوشمندي زيادي برخوردار هستند و ايرانياني كه به خارج از ايران مسافرت ميكنند، به اين ادعا ميرسند، و شهرونداني هم كه براي تحصيل و كار به خارج سفر ميكنند از موفقترين افراد ميشوند. پس چرا انسانهايي به اين هوشمندي؛ توان ارائه ايدهها و افكار بومي مناسب براي بهبود جامعه خود، در تمامي حوزهها را ندارند و اگر در دانشگاهها نيز هنري به خرج داده شود علاوه بر گرته برداري از بيگانگان ادعاي بوميسازي يافتههاي ديگران را دارند، و نتيجه آن نيز طي چند صد سال گذشته به خوبي مشخص شده و اين دستاوردهاي بومي شده فقط صفرا آفريدهاند و نتوانستهاند بهبودي در جامعه ايران ايجاد كنند. حتي پيامدهاي منفي نيز ايجاد كردهاند، كه چون در كشورهاي بيگانه مشابهي ندارند، لذا راه حلي براي رفع آنها نيز پيدا نشده است.
مشكل در كجا است؟ چگونه هوشمندي و ناكارآمدي ميتوانند با يكديگر جمع شوند؟ اين چه نوع جامعهاي است؟ آيا به دروغ گفته ميشود ايرانيان جزو هوشمند ترين ملل جهان هستند؟ و يا خير، و يا كسي نميتواند كارآمديهاي ايرانيان را ببيند؟ كداميك صحيحتر است؟
براي پاسخ گويي به اين دوگانگي شديد ميتوان دلايل زيادي عنوان كرد و هركس از ظن خود راه حلي ارائه كند. استدلالهاي اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي ، تكنولوژيكي و يا سياسي. همه اين استدلالها ميتواند علل لازم [البته نه علت كافي] و صحيح باشد و هيچ دليلي وجود ندارد كه به تمامي موضوعات پيچيده تك علتي نگريسته شود، لذا مطالبي هم كه در ادامه ميآيد تنها بيان يك علت آنهم از نگاه ارتباطي، نگارنده ميباشد كه احتمال ميدهد از قوي ترين دلايل عدم رشد تفكر ايراني است.
دستگاه نظري اين نوشتار مفقود بودن حوزه عمومي public sphere كارآمد است به اين مفهوم كه نگارنده اعتقاد دارد تفكر و انديشه در حوزه خصوصي شكل ميگيرد ( همان هوشمندي ايراني) اما اين تفكر توان ورود به حوزه عمومي وبه تبع تكامل انديشه و سپس اجماع حوزه عمومي بر آن و تاثير گذاري را پيدا نميكند.
متن كامل
